خرید بک لینک

رسیدن به هدف یک پروسه است نه یک اتفاق!

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 25 آذر 1402 ساعت: 19:22

فکر را پر بدهید و نترسید که از سقف عقیده برود بالاتر. فکر باید بپرد، برسد تا سر کوه تردید و ببینید که میان افق باورها، کفر و ایمان چه بهم نزدیکند.

فکر اگر پر بکشد هیچکس کافر و ننگ و نجس و مشرک نیست.

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: يکشنبه 9 بهمن 1401 ساعت: 21:52

بیاد آوردن خوشبختی، غم انگیزترین شکل بدبختی است ...

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 25 تير 1401 ساعت: 3:01

زندگى هميشه اينگونه است
انسان منتظر كسى ميماند كه هرگز نمى آيد
نخست سوء ظن و ترديد به سراغش مى آيد،
سپس خشمگين ميشود
ولى پس از اينكه مدتى مى انديشد، به آرامش ميرسد.
.
.
.

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:00

می ترسانَدَم قطار

وقتی که راه می افتد و

این همه آدم را از آن همه جدا می کند .....

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:00

+ ببین لِينی! همۀ اون چیزی که لازم داریم یکی دو نخ سیگار، یه فنجون قهوه، یه ریزه گپ زدن، خودم و خودت و یه پنج دلاریه ....

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: جمعه 16 اسفند 1398 ساعت: 23:00

برخی از آدمها عجیب خوبند

یادشان که می افتی، روحت جانی دوباره می گیرد.

یادشان که می افتی بی اراده لبخند به لبانت می نشیند

حتی وقتی کنارت نیستند

لبخنشان....

تصویرشان....

صدایشان.....

حرف هایشان ......

همه را پیشت امانت می گذارند

و تو می مانی و یاد و آرزوی دوباره آنها ....

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: يکشنبه 1 دی 1398 ساعت: 1:12

دلم میخواهد زندگیم را مانند بسته ای در دست کس دیگری بگذارم و بگویم: بیا، برای من دیگر بس است، حالا تو فکرش را بکن ...

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

دلم میخواد برم یه قهوه واسه خودم بریزم و بیام دراز شم جلوی تلویزیون و فیلم زندگی خودمو از اول تا الان ببینم.

اسم فیلمم این باشه:

"به درد نخور"

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

- دکتر گفت 48 ساعت طول میکشه تا دارو از بدنتون خارج بشه.

+ چقدر طول میکشه تا خاطره یک نفر از ذهنم خارج بشه؟

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

کسانی که در سختی ها یاری تان کردند

کسانی که در سختی ها رهایتان کردند

و کسانی که در سختی ها گرفتارتان کردند

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

میخواهم برگردم به زمان کودکی .....

آن زمانها که پدر تنها قهرمان بود،

عشق، تنها در آغوش مادر خلاصه میشد،

بالاترین نقطه زمین، شانههای پدر بود،

بدترین دشمنانم خواهر و برادرهای خودم بودند،

تنها چیزی که میشکست، اسباب بازیهایم بود،

و معنای خداحافظ تا فردا بود!

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

باید یاد بگیرم
مادامی که از عشق کسی
مطمئن نشده ام، با او خاطره ای نسازم

چرا که تاوان خاطرات
جنون است
و بس..!

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

به سمت پل میروم....

اگر در مسیر حتی یک نفر به من لبخند بزند،

نخواهم پرید ....

برچسب: نویسنده: پرهام رحمانی تاريخ: شنبه 4 اسفند 1397 ساعت: 11:36

صفحه بندی